میلاد...

سلام ! امروز که تولدمه قاعدتا باید خوب و شاد و پر انرژی باشم. خوب... پس سعیمو میکنم که همینطور باشه. مگه قرار نشد منطقی باشی خوب پس... خیلی خوب آفرین چند روز دیگه...هوم؟ آفرین!!! ماچ قرار که نیست واقعی تولد بگیرم خوب پس همین جا یه کارایی میکنیم. قلب

اول شعر " میلاد " معین رو که خیلی دوستش دارم میذارم اینجا. دارم گوشش میکنم.

برای روز میلاد تن من،
نمی خوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی،
برایم جام سرمستی بنوشی
برای روز میلادم اگر تو،
به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منو با خود ببر تا اوج خواستن،
بگو با من که با من زنده هستی
که من بی تو نه آغازم نه پایان،
تویی آغاز روز بودن من
نذار پایان این احساس شیرین،
بشه بی تو غم فرسودن من

نمی خوام از گلهای سرخابی،
برایم تاج خوشبختی بیاری
به ارزشهای ایثار محبت،
به پایم اشک خوشحالی بباری
بذار از داغی دستهای تنها،
بگیره هرم گرما بستر من
بذار با تو بسوزه جسم خستم،
ببینی آتش و خاکستر من
ای تنها نیاز زنده موندن،
بکش دست نوازش بر سر من
به تن کن پیرهنی رنگ محبت،
اگه خواستی بیایی دیدن من
که من بی تو نه آغازم نه پایان،
تویی آغاز روز بودن من
نذار پایان این احساس شیرین،
بشه بی تو غم فرسودن من

 

نمیدونم چی باید بگم...

اکشال نداره خودم یه عالمه پست کارت خوشگل میذارم  اینجا. بگیر که اومد خانوم خوشگله:

wow !!مژه

و باز:

oh my god! thanks... and again:زبان

وای الهی قربونشون بشم من! بغل

OK! I 'll try ...thanks

      and cake...mmmm

خوب دیگه ... ممنونم ...

شاد باشیدماچ بغل

  
نویسنده : رها پویا ; ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥
تگ ها : میلاد